السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

111

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

آنان فارغ دار . در مجلسى عمومى بنشين تا در آن فروتنى كنى خدايى را كه تو را آفريد . و سپاهيان و يارانت را كه نگهبانانند يا تو را پاسبانند ، از آنان بازدار ، تا سخن‌گوى آن ، مردم با تو گفت‌وگو كند بى درماندگى درگفتار كه من از رسول خدا صلى الله عليه و آله بارها شنيدم كه فرمود : « هرگز امتى را پاك - از گناه نخوانند كه در آن امت - بى آن‌كه بترسند و - در گفتار درمانند و حقّ ناتوان را از توانا نستانند » و درشتى كردن و درست سخن نگفتن آنان را برخود هموار كن و تنگ‌خويى بر آنان و خود بزرگ بينى را از خود بران ، تا خدا بدين كار ، درهاى رحمت خود را بر روى تو بگشايد و تو را پاداش فرمان‌برى عطا فرمايد . و آنچه مىبخشى چنان بخش كه بر تو گوارا افتد و آنچه باز مىدارى با مهربانى و پوزش‌خواهى همراه بود . نيز بر عهده تو كارهاست كه خود بايد آن را انجام دهى ، از آن جمله پاسخ گفتن عاملان توست آن‌جا كه كاتبانت درمانند و رساندن آن را در نامه نتوانند . ديگر نياز مردم را بر آوردن در همان روز كه به تو عرضه دارند و يارانت در انجام تقاضاى آنان گرانى كنند و عذرى آرند . « 1 » و كار هر روز را در همان روز بران ، كه هر روز را كارى است مخصوص بدان ، و براى آنچه ميان تو و خداست ، نيكوترين اوقات و بهترين ساعات را بگذار ، هر چند همه كارها ، در همه وقت براى خداست ، اگر نيت درست باشد و رعيت را از آن آسايش بود . « 2 » و بايد گزارد واجباتى كه خاصّ خداست - و در پى اداى آنى - از آن جمله بود كه دلت را براى آن خالص مىگردانى . پس در بخشى از شب و روز ، تن خود را خاصّ - پرستش - خدا گردان . آنچه را به خدا نزديكت كند به درستى به انجام رسان ، بى هيچ كاهش و نقصان و هر چند - تو را

--> ( 1 ) . كمك‌هاى دست‌ياران ضرورى است ، با تسريع در انتقال اعتراض به حاكم ، آن‌ها دوست دارند كه توجه به‌دست‌ياران را ، به تعويق اندازند يا به جهت به دست آوردن منافع شخصى و يا به جهت اعتراض به اقتدار آن‌ها . محمد عبده ، ج 3 ، ص 114 . . ( 2 ) . اعمال واجبه ؛ مانند نمازهاى پنج‌گانه روز . .